تبدیل هیئتِ نجات دهندۀ ما

 

 

 

 

 

از 6 تا 15 اوت، برای هشت روز متوالی، کلیسا تبدیل هیئت (دگرگونی) خداوند ما عیسی مسیح را جشن می گیرد.

 

اندکی قبل از مصائب معصومانه داوطلبانۀ او و مرگ او بر روی صلیب، مسیح برای دعا در بالای تپه ای (کوهی که از لحاظ جغرافیایی در فلسطین قرار دارد) که به نام تابور مشهور است، خود را از مردم جدا کرد. او با سه تن از شاگردان محبوب و قابل اعتماد خود، یعنی پطرس، یعقوب و یوحنا، در آنجا حضور یافت.

 

اگر ما نظر یوسیبیوس از کایسری، که قدیس نیقودیموس هاگیوریتس، و همچنین دیگر پدران مقدس کلیسا با او موافق اند، را بپذیریم، این رویداد باید چهل روز قبل از مصائب وی به وقوع پیوسته باشد. با این حال، تعداد دقیق روزها برای ما خیلی مهم نیست. آنچه که اهمیت دارد واقعیت خود رویداد است.

 

"و در حالی که او دعا می کرد، هیئت چهره او متبدل گشت"، لوقای رسول می نویسد "و لباس او سفید و درخشان شد" (لوقا 9: ​​29). با توجه به متی ، بسیار صریح اظهار می دارد: "و در نظر ایشان هیئت او متبدل گشت و چهره اش چون خورشید، درخشان و جامه هایش چون نور، سفید گردید" (متی 17: 2). به همین ترتیب، در برابر چشمان شاگردان، موسی و الیاس، ظاهر شدند که با عیسی ملاقات کنند، آنها توسط یک روشنایی مه آلود، و ابری درخشان پوشیده شده بودند. و از این غبار، صدایی شنیده شد که گفت: این است پسر حبیب من، که از وی خشنودم! او را بشنوید!"

 

در این رویداد، تبدیل هیئت نجات دهندۀ ما، زمانی که هویت عیسی به رسولان آشکار می شود، شامل یک آشکارسازی سه گانه الهی است. آنان نه تنها شاهد تغییری عجیب در ظاهر او و فروپاشی نور که از چهره او منتشر می شد، بلکه شاهد صدای پدر نیز بودند و " از طرف دیگر" حضور دو فرد بسیار مقدس، یعنی موسی و الیاس بدون هیچ گونه تردیدی تأیید می کنند که عیسی نه تنها یک فرد ساده و یک معلم عاقل، و یک مصلح فضیلت از موج جدیدی از سبک زندگی، و یک معجزه گر کاریزماتیک، و یا حتی، پیامبر یا یک قدیس است، بلکه او پسر و کلمۀ خدای زنده است! خدای حقیقی از خدای حقیقی! نور از نور! نور حقیقی و ابدی که "هر فردی را که به جهان می آید" روشن و تقدیس می کند. در یک راه پیروزمندانه نشان داده شده است او که سه سال با آنها زندگی کرده بود و از آنها پرسید: مردم مرا چه شخصی می گویند هستم؟ (متی 16: 13)؛ کسی که با آنان مانند دوستان و برادران خود رفتار کرد، کسی که در کوتاه مدت به جلجتای مخوف، (محل جمجمه) رانده شد، جایی که او مصلوب شد و مرد؛ و کسی که در مقبره بیگانه ای دفن شد، مثل مرگ عادی یک غریبه، که توسط مردم طرد شده و حتی به عنوان کسی که هزیمت کرده است! او که خوار و ضعیف ظاهر شد، بدون "شکوه یا جذابیت". او یک خدای واقعی است، تنها شایستۀ پرستش، اَدونای، خداوند، الوهیم، یهوه - همانطور که برخی ترجیح ميدهند! ... بنابراین، هنگامی که آنها او را بر روی صلیب، طبق ماهیت دوم او، یعنی طبیعت انسانی او، در رنج و مرگ می بینند، این نباید موجب افسردگی آنها شود و ایمانشان را از دست بدهند، اما باید درک کنند که مصائب او و مرگ او داوطلبانه بوده است، بعلاوه تهی شدن از خود، و سرریز شدن از عشق او به انسان و نجات وی بوده است. علاوه بر این، به تمام جهان موعظه شود که او، براستی او، کسی است که مصلوب شد، دفن شد و رستاخیز کرد، عیسی کسی که آنها خودشان او را دیدند و با او آشنا شدند، با او مشارکت داشتند، او را شنیدند و با دستان خود لمس کردند، منعکس کنندۀ جلال پدر است که بسیار زیبا در Kontakion (سرود) روز جشن تأکید می شود:

 

"هیئت تو روی کوه تبدیل یافت، و شاگردان تو، تا آنجا که قادر بودند، ای مسیح، خدای ما؛ جلال تو را مشاهده کردند، به طوری که وقتی آنها مصلوب شدن تو را ديدند، به یاد آورند که درد و رنج تو داوطلبانه بوده است و توانستند به تمام دنیا اعلام کنند که تو حقیقتاً جلال درخشان پدر هستی! "

 

از این رو، تبدیل هیئت مسیح، یک آشکارسازی از هویت الهی او است و قطعاً در محدوده ای است که رسولان می توانستند "تا آنجا که قادرند" تحمل کنند. این غیر ممکن است که یکی خدا را در تمام جلال و عظمتش ببیند و زنده بماند! ... خیره کننده، حیرت آور، مهیب و شادی مفرط است - برای کسی که پاک شده است مانند پطرس، یعقوب یا یوحنا و همه قدیسین در طول تمام اعصار - یا غم انگیز است، اگر او ناپاک و توبه نکرده است - مانند بسیاری از ما، آن او را نابود خواهد کرد. این امر موجب سکتۀ او خواهد شد... به همین دلیل است که خدای پر رحمت به درستی چیزها را سازماندهی می کند و فقط بخشی از نور خود، شکوه و عظمت و جلال خود را آشکار می سازد، آنطوریکه شاگردان او بتوانند تحمل کنند! ... سپس دوباره همانطور که او آنها را به لحاظ روحانی تقویت می کند، به شیوه ای استثنایی، خود درونی آنها را تبدیل می کند و اجازه نمی دهد که آنها در حالت معمولی خود، یک انسان ضعیف روزمره باقی بمانند ...

 

علاوه بر این، تبدیل هیئت نجات دهندۀ ما، آشکار سازی از رمز و راز تثلیث اقدس است. پسر و کلمه، تبدیل هیئت نجات دهندۀ ما از پدر جسماً در تابور، به عنوان خدا- انسان، عیسی مسیح، حاضر شد. پدر شنیده شد که می گوید: "این است پسر محبوب من ، که من / ما از او خوشنود هستم". روح القدس به فرم پارادوکسی مه آلود ظاهر شد. یک ابر روشن، یک اکسیمورون! با این حال، حضور تسلی دهندۀ او در "پارادوکسیکال مقدس" و بیشتر به شیوه "خدای راستین"، بالاتر و فراتر از هر رویداد "منطقی" و یا "به طور معمول رخ دادنی" قابل درک است !

 

این حقیقت به طرز شگفت انگیزی در شعر الاهیاتی "Exaposteilarion" که از دعاي صبح روزهای جشن گرفته شده است، بیان می شود: " تو ای کلمه، نور غیر قابل تبدیل، نور پدر زاده نشده، توسط نور تو که امروز در تابور آشکار شد، ما نور پدر و نور روح، روشنایی کل خلقت را ديديم ".

 

در آیکون نگاری بیزانس، منظورم آیکون نگاری ارتدوکس است، آیکون تبدیل هیئت مسیح به وضوح این آشکارسازی رمز و راز تثلیث اقدس را بیان می کند. مسیح در تابور در دو صورت درخشان متوالی ظاهر شد، "جلال" - همانطور که آنها نامیده اند. یک بیضی یا دایره ای که نماد مه روشن و شکل دیگری در فرم لوزی است یا چیزی مثل یک مثلث جداگانه ای با اشعه هایی که از پایه آن خارج می شود، تجسم نمادین از صدای پدر را نشان می دهد. بنابراین، آیکون مقدس تبدیل هیئت برای ما، ارتدوکس ها، به طور همزمان یک نماد تثلیث اقدس است!

 

تبدیل هیئت نجات دهندۀ ما، چیز بیشتری را نشان می دهد! آن نشان می دهد که ما وفاداران به چه تبدیل می شویم، البته که ما او را خالصانه دوست میداریم و تمام فرامین او را نگاه می داریم و مطابق خواسته های الهی او پیش می رویم، و با افتخار برای دستورات رستگاری او زحمت می کشیم، بدون تردید کتاب مقدس او را اجرا می کنیم، و زندگی کلیسایی را در خلوص زندگی می کنیم و پرستش صحیح در همبستگی با همه قدیسین انجام می دهیم.

 

دگرگونی الهی که به سه شاگرد در تابور در طی زمان تبدیل هیئت خداوند رخ داد، به ما نیز منتهی خواهد شد و ما شایسته آن خواهیم بود که تماشاگر خدا شویم، مانند آنها و همۀ قدیسین در تمام اعصار. نوری که به آنها از نور عجیب و غیر مخلوق پارسایی او رسید، که نه تنها به چشم های انسانی خود، بلکه در کل بدن و روح خود، تا آنجا که عمق وجودشان بود دریافت کردند، که آنها را روشن و "شبیه خدا" کرد، ما نیز دریافت خواهیم کرد!

 

این شادی غیر قابل توصیف که قابل پیش بینی بود، وموجب شد پطرسِ همیشه مشتاق بگوید: "خداوندا، بودن ما در اینجا نیکوست؛ اگر بخواهی، سه سایبان در اینجا بسازیم، یکی برای تو و یکی برای موسی و دیگری برای الیاس "(متی 17: 4). بگذار ما اینجا بمانیم، او می خواست تا همیشه در تابور بماند، هرگز به روال روزمره واقعیت معاصر و مصیبت های زمینی پایین نرود! ... این لذت داده شده توسط خداوند، تنها لذت واقعی و غیرقابل انتقال، به ما نیز خواهد آمد ... سعادت جاودانی که موسی و الیاس بهره مند شدند و به راست و چپ خدا-انسان برافراشته شدند، به ما نیز اعطا خواهد شد ... ما "شریک طبیعت الهی" خواهیم شد(دوم پطرس 1: 4) و شرکت کنندگان در زندگی ابدی ... قدیسین از یگانه قدیس ... عادل از یگانه عادل و نور از تنها نور حقیقی ... خدایان کوچک، توسط فیض خدا، و نه به خاطر شایستگی ما! ... خدایان با حرف اول کوچک 'g'، از تنها خدا، بزرگ، تنها شایسته که با حرف اول بزرگ 'G' نوشته می شود! ... پدر بدون آغاز، بطور یکسان پسر بدون آغاز و روح القدس به همان اندازه ابدی!

 

صدور گواهینامه و اعتبار این عرصه، قدیسین ما هستند، آنهایی که این بر آنان واقع شده است. آنها به این ایجاد الوهیت (Deification) رسيدند و به عنوان روشنفكران فلک روحانی كلیسا، كه نور دانش خدا و الهیات واقعی را می تابانند، می درخشند. قدیسین ما با معجزاتی که انجام می دهند، همکاران فیض الهی و روحانیون خداوند هستند و از طریق بقایای مقدس خود که پر از فیض الهی هستند، به ما اجازه می دهند که آنها را به عنوان یک گنج با ارزش نگه داریم و به آنها احترام بگذاریم که عطر های غیر قابل توصیف ساطع شده از آنها، احساس می شود ... ما می بینیم که چگونه این بقایای مقدس بیماران را درمان می کنند و روحهای ناپاک را دور می کنند که نمونه های قابل مشاهده یگانگی با خدا هستند، بنابراین براستی شهادت می دهیم "کسانی که در فضیلت ها (مانند آنها) اوج گرفته و برتری یابند، به وضوح شایسته جلال خدایی خواهند بود "...!

 

~ متروپولیتن یوسف پرویکنسوس



ترجمه از: خادم خدا