موعظه درباره انتقال آثار مقدس قدیس یوحنای زرین دهان - 27 ژانویه


 

 

 

 

                                                              

   

     در تاریخ 27 ژانویه ، کلیسای ما یادبود آثار مقدس قدیس یوحنای زرین دهان ، اسقف اعظم کونستانتینوپول را گرامی می دارد. او به طور گسترده شناخته شده است ، زیرا ما غالباً مراسم آیین نیایش الهی که به نام او در کلیساهای ارتدوکس وجود دارد را جشن می گیریم. وی در سال 347 میلادی در انطاکیه بزرگ سوریه (انطاکیه امروزی ترکیه) به دنیا آمد. پدرش بلافاصله پس از تولد او درگذشت ، و او توسط مادر مسیحی خود، آنتوسا (که او نیز به عنوان یک قدیس شناخته می شود) بزرگ شد. او نزد معلمین بزرگ انطاکیه بلاغت و الهیات را فرا گرفت. بعدها ، او شهر را به قصد بیابان ترک کرد ، جایی که خود را وقف زندگی زاهدانه و مطالعه عمیق کتاب مقدس کرد. در سال 381 به انطاکیه بازگشت ، در آنجا او به عنوان شماس و بعداً كشیش منصوب شد. وی پس از انتصابش ، خود را در تفسیر كتاب مقدس ، موعظه ها و دیگر فعالیت های كشیشی متمایز ساخت. شهرت وی خیلی زود فراتر از مرزهای انطاکیه گسترش یافت و در سال 397 به عنوان اسقف اعظم کونستانتینوپول انتخاب شد. موعظات او مردم را شيفته کرد و به همین دلیل است که او با نام قدیس یوحنای "زرین دهان" ("کریسوستوم"، مردی که دهان طلایی دارد) شناخته می شود. موعظات و رسالات شگفت انگیز او تا به امروز زنده مانده است.

 

وی به عنوان اسقف اعظم پایتخت امپراتوری ، در جهت ترقی روحانی ایمانداران ، و برای درک ایشان از گنجینه های نیایشی کلیسا (به ویژه آیین مقدس لیتورگی الهی ، که وی در جهت افزایش مشارکت شایسته در آن تلاش کرد) کار کرد. او همچنین حمایت از فقرا را بر عهده گرفت و برای مراقبت از افراد نیازمند با هر آنچه برای بقا لازم داشتند، مراقبت می کرد. قدیس یوحنا با موعظه های خود زندگی بیهوده ثروتمندان را به شدت مورد انتقاد قرار داد و هرگونه سوءاستفاده را بدون توجه به طبقه اجتماعی ، محکوم کرد. او حتی از ایستادن در مقابل ملکه اودوکسیا به خاطر بی قانونی و بی عدالتی دریغ نکرد. در نتیجه ، او دو بار تبعید شد. در راه دومین تبعید خود ، در کومنا پنتوس (به دلیل سختی) در 14 سپتامبر 407 در سن 60 سالگی درگذشت.

 

وقتی زندگی قدیس یوحنای زرین دهان ، زندگی پر از تلخی ، آزار و اذیت و تبعید را بررسی می کنیم ، از استقامت و صبر وی در مواجهه با آنها شگفت زده می شویم. او با همه اینها با بردباری و آرامش روحی مواجهه کرد که نمی تواند کمکی کند اما باعث تعجب می شود. او سخنان خداوند را به طور عمیق درک كرد: "اگر آنها مرا زحمت دادند ، شما را نیز زحمت خواهند داد" (یوحنا 15 :20). چه چیزی می تواند طبیعی تر از این باشد؟ قدیس یوحنا از آزار و زحمات تعجب نکرد ، بلکه بیشتر از این حرف خداوند قدرت گرفت: "خوشابحال زحمت کشان برای عدالت" (متی 5 :10). یک مسیحی جفا دیده خوشحال است ، زیرا آنها برای مسیح و کلیسای او کار می کنند! به همین دلیل است که قدیس يوحناى زرین دهان در آرامش ماند ، زیرا وجدان او کاملاً شفاف بود ، زیرا او برای مسیح و با مسیح رنج می برد. او در برخورداری این امتیاز برای رنج بردن از این طریق ، برای مسیح ، احساس آرامش روحانی می کرد، همانطور که قدیس پولس رسول به مسیحیان فیلیپی که تحت آزار و شکنجه بودند ، نوشت: "به شما عطا شده است به خاطر مسیح ، نه فقط ایمان آوردن به او ، بلکه زحمت کشیدن هم برای او ! (فیلیپیان 1 :29). پولس قدیس زحمات را "امتیاز" می نامد ، و به همین دلیل است که قدیس یوحنای زرین دهان حس می كرد به خاطر همه سختی ها به خدا مدیون است. با چنین احساسی است که در تبعید ، روح خود را به خدا واگذار کرد و گفت: "برای همه چیز، جلال بر خدا باد!" خدا از کسانی که او را جلال می دهند، تجليل مى كند، و نگذاشت خادم وفادار خود فراموش شود. خداوند با بازیابی خاطرۀ او به روشی باشکوه و پیروزمندانه ، صبر ، پایداری و پرهیزکاری او را پاداش داد. چگونه این اتفاق افتاد؟

 

پس از فرستادن قدیس به تبعید ، ملکه اودوکسیا با یک مرض بسیار جدی و غیرقابل درمان ، بیمار شد. زخم های آلوده به کرم ، تمام بدن او را پوشانده و او در وضعیت وحشتناک و عذاب آوری درگذشت. حتی پس از مرگ او ، مقبره اش روز و شب در آرامگاه که در آن قرار داشت تکان می خورد.

 

در سال 438 ، پسر ملكه اودوکسیا، تئودوسیوس دوم ، به درخواست اسقف اعظم وقت کونستانتینوپول، قدیس پروکلوس پاسخ مثبت داد تا آثار قدیس یوحنای زرین دهان از کومنا به کونستانتینوپول برگردانده شود. این قرار بود با افتخار و تشریفات انجام شود. خود امپراتور کاملاً پشیمان و هراسان از آثار مقدس استقبال کرده و به آنها احترام گذارد. در تاریخ 27 ژانویه ، در طی یک راهپیمایی باشکوه ، آثار مقدس را به کلیسای قدیس ایرنه منتقل کردند ، جایی که در آن سینترونون مقدس قرار گرفته بود (منطقه نیمه دایره ای در پشت محراب مقدس که در آن جایگاه سریر برای اسقف های برگزار کننده وجود دارد). مردم فریاد می زدند: "ای قدیس سریر اسقفى خود را دوباره اتخاذ نما!" پس از آن ، یک کالسکه امپریاتوری آثار مقدس را به کلیسای رسولان مقدس منتقل کرد و در آنجا دفن شد. تنها پس از آن ، لرزش مقبره اودوکسیا متوقف شد!

 

برادران و خواهران من ، پس از تأمل در مورد همه اینها ، چه می توانیم ببینیم؟ در یک طرف ، ملکه اودوکسیا ثروتمند و بسیار قدرتمند وجود دارد که اسقف اعظم قدیس یوحنای زرین دهان را تحت تعقیب قرار می دهد. چه پایان مهیبى برای آن ملکه! از طرف دیگر ، فقیری را می بینیم که هیچ قدرت زمینی ندارد ، قدیس تبعید شده به سریر اسقف اعظمی باز می گردد و در قلب همه مسیحیان تاجگذاری می شود. خداوند تاج قدیسیت را به او عطا کرد! ما در کدام طرف آن می خواهیم قرار بگیریم؟ اگر در کنار قدیس یوحنای زرین دهان ، پس وقتی آزار و اذیت یا بی عدالتی توسط افراد شریر می آید ، نباید بگذاریم دچار افسردگی یا ناامیدی شويم. بیایید تسلیم غم و اندوه نشویم که دیگران ممکن است باشند ، و در عوض با آنها با صبر و تحمل مقابله کنیم ، به سمت چهره مسیح رو کنیم که بسیار بدتر از ما متحمل شده است. باشد که ما اطمینان داشته باشیم که چنین چیزهایی به تقدیس ما کمک می کند ، و برای ما "بار جاودانی جلال بسیار زیادتری" را تضمین می کند (دوم قرنتیان 4 :17). 

 

~ متروپولیتن پیسیدیه، سوتیریوس