دو رستاخیز

آدم روح القدس را از خدا دریافت کرد

  منبع   http://www.oodegr.com/english/esxata/anastasi1.htm :

 

 

 

 

مسئله قیامت باعث اشتباه بسیاری از افرادی می شود که با آموزش کلیسا آشنا نیستند. آنها در کتاب مقدس در مورد مرگ اول و دوم، و یا قیام اول و دوم می خوانند، و دیدگاه هایی که آنها فرموله می کنند، بسیار متفاوت هستند. در این مقاله، ما تلاش می کنیم این موضوع را به طور خلاصه با کمک تجربه های قدیسین در طول زمان توضیح دهیم.

 . مرگ روحانی و قیام روحانی

. مرگ جسمانی و قیام جسمانی

. اولین قیام و دومین مرگ

 - مرگ روحانی و قیام روحانی

هنگامی که خدا انسان را "در شباهت خودش" ساخت، او همچنین به انسان هشدار داد که نباید میوۀ یک درخت خاص را بخورد. خدا به او گفته بود: "روزی که از این (درخت) بخوری، هر آینه خواهی مرد." (پیدایش 2: 17).

و در عین حال، آدم سالها بعد از خوردنش از آن درخت زندگی کرد. (پیدایش 5: 5).

پس چه اتفاقی افتاد؟ آیا خدا به آدم دروغ گفت؟ یا شاید خدا به نوع دیگری از مرگ اشاره داشت، و نه مرگ بیولوژیکی که ما با آن آشنا هستیم؟

 در پیدایش 2: 7، آن ​​در مورد خلقت انسان می گوید: "و او (خدا) روح حیات را به بینی وی (آدم) دمید، و انسان روحی زنده شد." حال، چرا آن را "روح زنده" می گوییم ؟ آیا چنین چیزی به عنوان "روح مرده" وجود دارد؟ و اگر وجود دارد، چه زمانی یک روح "مرده" است؟

 پدران مقدس به ما می آموزند که آیه فوق توصیف نمی کند که چگونه خدا به بدن مرده زندگی می دهد، اما او به آدم روح القدس را داد، که او را به لحاظ روحانی زنده کرد. بنابراین، هنگامی که آدم از میوه ممنوعه خورد، روح القدس را از دست داد که او را به لحاظ روحانی زنده نگه داشته بود و از آن جا او به لحاظ روحانی مرد - "روحی مرده" شد.

 این جایی است که ما معنای تعمید مسیحی را شناسایی می کنیم، که انسان را دوباره روحی زنده می سازد، درست همانطور که آدم قبل از سقوط خود بود. ما این را در افسسیان 2: 5،6 نیز ملاحظه می کنیم: "و در حالی که ما به خاطر گناهان مرده بودیم، ما را از طریق مسیح زنده کرد ... و ما را با او برخیزانید .."

 این کلمات توسط پولس رسول گفته می شود، بدون اینکه او به لحاظ بیولوژیکی هنوز مرده باشد. بنابراین واضحاً او از یک قیام فیزیکی در اینجا صحبت نمی کند، بلکه به لحاظ روحانی است.

 "یا نمی دانید که جمیع ما که در مسیح عیسی تعمید یافتیم، در موت او تعمید یافتیم؟ پس چونکه در موت او تعمید یافتیم، با او دفن شدیم تا آنکه به همین قسمی که مسیح به جلال پدر از مردگان برخاست؛ ما نیز در تازگی حیات رفتار نماییم. زیرا اگر بر مثال موت او متحد گشتیم، هر آینه در قیامت وی نیز چنین (به هم پیوسته) خواهیم شد. زیرا این را می دانیم که انسانیت کهنۀ ما با او مصلوب شد تا جسد گناه معدوم گشته؛ دیگر گناه را بندگی نکنیم ... پس، هرگاه با مسیح مردیم، یقین می دانیم که (یک روز) با او زندگی هم خواهیم کرد "(رومیان 6: 3 - 8).

 بنابراين با تعميد مقدس، انسان به لحاظ روحانی بر می خیزد. این نیز در آیه اعمال 2: 38 آشکار می شود: "توبه کنید و هر یک از شما به اسم عیسی مسیح بجهت آمرزش گناهان تعمید گیرید و عطای روح القدس را خواهید یافت."

 بنابراین، آنچه که آدم وقتی گناه کرد از دست داد - که منجر به مرگ روحانی وی شد - انسان می تواند از طریق تعمید مقدس به آن دست یابد. این "عطای روح القدس" است؛ این "تولد دوباره" است، که خداوند عیسی مسیح در یوحنا 3: 3-8 از آن به نیقودیموس گفت: "اگر کسی از آب و روح مولود نگردد، ممکن نیست او به ملکوت خدا وارد شود."

 بنابراین، مرگ روحانی، زمانی است که کسی روح القدس را از دست می دهد، و قیام روحانی هنگامی است که آن را دوباره به دست می آورد.

 - مرگ جسمانی و قیام جسمانی

برای مرگ جسمانی، همانطور که همه ما با آن آشنا هستیم، نیازی به جزئیات زیادی نیست. بنابراین، همانطور که مرگ روحانی جدایی روح از روح القدس است، به همین مفهوم، "بدن بدون روح مرده است". (یعقوب 2: 26).

کلمه "رستاخیز" به معنی "دوباره از جای خود برخاستن" است. اما، برای اینکه چیزی مجددا از جای خود برخیزد، باید قبل از آن سقوط کرده باشد. در این قیام، آنچه که می افتد و "به زمین برمی گردد" جسم است. (جامعه 12: 7). این "دوباره از جای خود برخاستن" آن چیزی است که در طول "رستاخیز" است. به همین دلیل است که پروتستانتیزم (به طور عمده) به غلط در انتظار چیزی است که آن را "رستاخیز" نامیده است، با این حال بر این باور نیستند که ایشان بدن خود را دوباره به دست می آورند. آنها یک توضیح مبهم از یک "بهشت آسمانی" خاص و از صعود خودشان به آسمان ​​را می دهند، اما هرگز هیچ یک از این موارد را واضح بیان نمی کنند.

اما برای مسیحیان، قیام روحانی از طریق تعمید کافی نیست؛ در حقیقت آنها منتظر "رستگاری بدنشان" هستند: ".. و ما که نوبر روح را یافته ایم، نیز در خود آه می کشیم، در انتظار فرزند خواندگی، یعنی رستگاری بدن هایمان ..." (رومیان 8: 23)

برای مسیحیان، بهشت ​​روح کافی نیست؛ زیرا، همانطور که خداوند آن را از زمان خلقت انسان در نظر گرفته بود، بدن فیزیکی نیز بخشی از آن بهشت ​​می باشد. نه تنها روح افرادی که در طول زندگی خود رنج بردند و مبارزه کردند، بدن های مسیحیان نیز سهیم بودند. به همین ترتیب، نه تنها روح های ناشایست که گناهکار بودند، بلکه بدنهایشان نیز گناهکار بودند. بدین ترتیب، هرچه روح در حال دریافت آن است، بدن نیز آنرا دریافت می کند، خواه آن یک برکت یا یک لعنت باشد. و همانطور که خدا زمین را برای زندگی انسان خلق کرد، انسان برای همیشه در همین زمین که فقط بازسازی می شود، زندگی خواهد کرد. (مکاشفه 21: 1،2).

"... خود خلقت نیز از قید فساد خلاصی خواهد یافت تا در آزادی جلال فرزندان خدا شریک شود". (رومیان 8: 21). "بر طبق وعده خدا، ما در انتظار آسمان های جدید و زمین جدید هستیم" (دوم پطرس 3: 13).

درست مانند بقیه خلقت، بدن قیام کرده نیز فاسد نشدنی خواهد بود: "مردگان بی فساد خواهند برخاست و ما (زندگان)متبدل خواهیم شد". (اول قرنتیان  15: 52).

سپس، درست همانطور که خداوند عیسی مسیح بر روی زمین بود، اما به طور همزمان در آسمان، (یوحنا 3: 13)، بنابراین قدیسین قیام کرده خواهند بود؛ در حالی که آنها بر روی زمین می باشند، آنها نیز به عنوان ساکنان آسمان ​​زندگی خواهند کرد - این چیزی است که حتی اکنون در حال حاضر در حال وقوع است. (افسسیان 2: 6؛ عبرانیان 11: 16، 12: 22،23؛ مکاشفه 20: 4 - 6).

 - قیام اول و مرگ دوم 

در مکاشفه 20: 4 - 6، سه گروه از مردم به عنوان کسانی که در تخت و سلطنت با خداوند عیسی مسیح نشسته اند توصیف شده اند. آنها مسیحیانی هستند که در طول آزار و اذیت های مختلف فوت کرده اند، مسیحیانی که زیر حیوانات درنده جان باختند و گروهی که اول از همه ذکر شده است، اما جزئیات آن توضیح داده نشده است. این سه گروه از مردم، کل کلیسا را ​​تشکیل می دهند که در نهایت ملکوت را همراه با خداوند عیسی مسیح دریافت خواهند کرد.

در این آیات ما می خوانیم:

4 و من تخت ها دیدم و بر آنها نشستند و به ایشان حکومت داده شد؛ و دیدم روح آنانی را که بجهت شهادت عیسی و کلام خدا سر بریده شدند ؛ و آنانی را که وحش و تصویرش را پرستش نکردند، و نشان او را بر پیشانی و دست خود نپذیرفتند؛ که زنده شدند و با مسیح هزار سال سلطنت کردند.

 5. سایر مردگان تا زمانی که هزار سال به پایان نرسیده بود، زنده نشدند. این قیامت اول است.

6. خوشبخت و خوشحال است کسی که در قیامت اول جایی دارد؛ موت ثانی بر ایشان تسلط ندارد، بلکه کاهنان خدا و مسیح خواهند بود و برای آن هزار سال با او سلطنت خواهند کرد.

این آیات طبیعتاً به یک وضعیت آینده در یک دوره پادشاهی موقت 1000 ساله اشاره نمی کنند، همانطور که مذاهب هزارۀ خاص به اشتباه آموزش می دهند. این آیه از موقعیت های فعلی سخن می گوید: حتی در زمان کتاب مکاشفه نوشته شد. به همین دلیل است که آیه 6 می گوید: "کسی که در قیام اول جایی داشته باشد ".

واقعیت این است که پولس رسول به همین قیامت اشاره کرد - همانطور که ما در بالا دیدیم - در هنگام نوشتن رساله خود به افسسیان 2: 5،6 اشاره کرد: "در حالی که ما به خاطر گناهان مرده بودیم، ما را از طریق مسیح زنده کرد ... و ما را با او برخیزانید و در جایهای آسمانی در مسیح عیسی نشانید ... "

پولس رسول - و دیگران که مانند او بودند - پیش از این بخشی از این قیام اول بودند. در همین قیامت، هر کس بخشی دارد که ​​تعمید روح القدس را دریافت می کند و در ماهیت انسانی جدید، زندگی جدید را می پیماید.

بنابراین، قیام اول، قیام روحانی است. این اول است زیرا مقدم بر قیام جسمانی است:

".. و ما، که نوبر روح را یافته ایم، در خود آه می کشیم، در انتظار فرزند خواندگی، یعنی رستگاری جسم خود ..." (رومیان 8: 23).

در نتیجه، قیام دوم جسمانی است.

 با این حال، آیۀ مکاشفه 20: 6 از کسانی که در این قیام اول شراکت دارند، می گوید: "مرگ دوم بر آنها تسلطی ندارد".

در اینجا نمی توان از مرگ جسمانی سخن گفت، زیرا هر دو پولس رسول و همچنین دیگرانی که در قیام اول سهیم بودند، به لحاظ فیزیکی مرده اند. بنابراین، این به مرگ روحانی اشاره می کند: همانطور که در بالا دیدیم این همان مرگی است که جدایی از روح القدس است که در مورد آدم اتفاق افتاد.

 بنابراین هنگامی که ما از قیام اول صحبت می کنیم، منظور ما قیام روحانی است که وقتی مسیحیان روح القدس را دریافت می کنند، رخ می دهد. قیام دوم، قیام جسمانی است که در زمان آمدن خداوند برای همۀ مردگان اتفاق خواهد افتاد. (اول قرنتیان 15: 23). در نهایت مرگ اول مرگ فیزیکی است و مرگ دوم مرگ روحانی است: جدایی از روح القدس.

 

 

ترجمه از: خادم خدا