شیاطین در آن زمان و در حال حاضر

 

 

 

  

عزیزان من، شما انجیل مقدس و روحانی را شنیده اید. کتاب انجیل کوچک، اما زیبا ترین، قدرتمند ترین، عالی ترین کتاب بی نظیر جهان است. پس شادی کسانی است که نه تنها آن را میخوانند بلکه تلاش میکنند تا آن را به آخر عمل کنند؛ "خوشابحال آنانی که کلام خدا را می شنوند و آن را حفظ می کنند" (لوقا 11:  28).

 

انجیل امروز یکی از معجزات بسیاری که خداوند ما عیسی مسیح انجام داده است را روایت می کند. این معجزه برای همه، بخصوص برای جوانان، اهمیت دارد. برای اینکه دو نفر جوان آنجا بودند که مسیح آنان را درمان کرد.

 

آنها کجا زندگی می کردند؟ در شهر جرجسیان، در ساحل غربی دریاچه جنسارت. آنها مردم صلح طلب و شاد شهر بودند. اما ناگهان چه اتفاقی برای آنها افتاد؟ آیا مریض شدند؟ آیا آنها به بیماری افتادند؟ زیرا، چیزی بدتر از بیماری حتی ترسناک تر از سرطان هم وجود دارد. یک بحران آنها را با نشانه های ترسناک نگاه داشت که برای اولین بار دیده می شد. آنها شروع به لرزیدن مثل برگ ها کردند. چهره آنها وحشی می شد، چشمهایشان شعله ور می شد، دهانشان کف می کرد. آنها می افتادند و به اطراف می پیچیدند؛ در یک لحظه آنها به آتش می افتادند و در لحظه ای دیگر به آب می افتادند. آنها لباس های خود را پاره می کردند، و کاملا برهنه می شدند. آنها خانه هایشان ترک کرده، به زمین های دور می رفتند و در قبرستان ها می خوابیدند. آنها موجب ترس و وحشت تمام منطقه شده بودند؛ هیچ کسی جرأت نداشت از آنجا عبور کند. گاهی اوقات آنها را می گرفتند و با زنجیر آنان را می بستند؛ اما، خب، آنها درونشان چنان قدرتی داشتند که زنجیرها را مانند ریسمانی پاره می کردند و به بیابان می گریختند. آنها چه بودند؟ یک کلمه: "شیاطین" (متی 8: 28).

شخصی خواهد گفت: افسانه جن، شیطان، دیوها و شیاطین وجود ندارد.



عزیزم، منم دوست دارم که شیطان وجود نداشته باشد. با این حال، او وجود دارد. او یک فانتزی نیست، یک روح است؛ او یک واقعیت، یک موجود و یک شخصیت است. اینکه شیطان وجود دارد، توسط بسیاری از جرایم ثابت شده است، که به هیچ وجه دیگری قابل توضیح نبوده است. روانشناسان بزرگ، در رابطه با افرادی که مرتکب جنایات بزرگ شده اند، یک توضیح را می یابند؛ که آنها تحت تاثیر یک قدرت شر نامرئی قرار می گیرند. در زبان كتاب مقدس این ها "شیطان" خوانده می شوند. شیطان و دیوها وجود دارند كه مسیح بیشتر هم آن را تایید می كند که او به جهان آمد "به جهت باطل کردن اعمال شیطان" (اول یوحنا 3: 8). نهایتاً، اگر کسی همچنان شک داشته باشد که شیطان وجود دارد، بگذارید او به قدیس جراسیموس از سفالونیا برود. آنجا جمعی از شیاطین وجود داشتند؛ اما زمانی که کشیش با صلیبی که آن قدیس نگه داشته بود حاضر شد، آنها با اضطراب فریاد می زدند: " تو ما را سوزاندی،" Kapsali "(" مشعل "،" Kapsali "چیزی است که آنها قدیس جراسیموس را نامیدند). پس شیطان وجود دارد. اما ما نیازی به رفتن به سفالونیا برای دیدن آن نداریم (یعنی، مسلم است که او وجود دارد). نگاهی به قلب خود بیاندازید، به خصوص جوانان، و شما تاثیر شیطان را آنجا خواهید دید. شما شباهت ها، نشانه های مشابه با جوانان انجیل را خواهید دید. من برخی از آنها را به شما یادآوری می کنم.

 

شباهت اول، دو شخص دیوزده در خانه باقی نماندند. در میان آنها صدایی می گفت: "خانه را ترک کن". آیا شما فکر نمی کنید همان صدا امروز نیز شنیده می شود؟ اگرچه خانه بهشت ​​است، کسی می آید و مرد جوان را مغشوش می کند: "ترک کن"، او به وی می گوید: "چرا اینجا نشسته ای؟ چطور می توانی با پدر و مادرت کنار بیایی؟ ... " این ها صدای فریاد روح شیطانی است. و شیطان هنرمندِ ترسناکی است او خانه را مانند جهنم و جامعه بیرون را مانند بهشت، رنگ می زند ​. به این ترتیب هزاران نفر، به ویژه دختران، خانه را ترک می کنند و والدین اشک می ریزند. این در سراسر جهان مشاهده می شود؛ پلیس این را می داند. من تماسی از ونکوور، کانادا دریافت کردم. آن یک مادر بود که می گفت "التماس می کنم" پدر؛ دعا کن، ده روز پیش، دختر بزرگم خانه را ترک کرده و گم شده است. ما در حال جستجو هستیم و او را پیدا نمی کنیم. فرزند من کجاست؟ و او سوگوار گریه میکرد.

 

آیا یک شباهت دیگر هم می خواهید؟ دو نفر شیطانی خانه را ترک کردند و کجا رفتند؟ به گورستان، آنها در قبرها خوابیدند. و جوانانی که امروز خانه را ترک می کنند به سایر "قبر ها" می روند. آن ها چه هستند؟ آنها مراکز مختلف سرگرمی هستند؛ این محل پر از کافی نت ها، حتی خانه های سگی است. در آنجا آنها برای ساعت ها می نشینند و صبح آنها در یک وضعیت اسفبار بیرون می آیند.

 

اما شباهتی دیگر هنوز وجود دارد. دو نفر شیطانی، هرچند که لباس پوشیده بودند، ناگهان لباس خود را پاره کردند و برهنه شدند، درست همانطور که مادرشان آنها را بدنیا آورده بود. در اینجا نیز جوانان امروزی چنین هستند. دختر امروزی چه می کند؟ شیطان به او می گوید "برهنه شو"!، و او، مطیع روح مد عریان می شود. ای زن جوان یونان باستان، کجا به پایان رسیدی! صدای "عریان شو!" از خدا، پدران، سنت مقدس، معلمان نسل ما نیست؛ این صدای شیطانی است. من خواندم - و گریستم - که در روزهای گذشته، زمانی که یک زن بیمار شده بود، او تن خود را حتی به یک دکتر نشان نمی داد! او شرم داشت. اکنون به مراکز و میدان ها، چپ و راست بروید تا ببینید؛ مانند گوشت قصاب ها از قلاب ها آویزان اند ... زن بدون شرم هیچ ارزش ندارد. عطر زنان، عفت است.

 بنابراین جوانان امروز شبیه به شیاطین هستند، زیرا آنها خانه را ترک می کنند؛ چرا که آنها در "قبرها"، مراکز کثیف ساکن هستند، و از آنجایی که لباس های خود را پرت می کنند و عریان ظاهر می شوند. آنها نیز مانند آنانی هستند که بندها را پاره کردند. آنان را با زنجیرها بسته بودند و آنها را شکستند. و جوانان امروز؟ چه شرم آور! پدر، مادر، پدربزرگ، مادر بزرگ، کشیش، مدرسه، معلم، استاد توصیه می کنند. و آنها، هیچ! آیا شما یک اسب بی مهار دیده اید ("alogo" در زبان یونانی)؟ این است آنچه که جوانان امروز ما به آن تبدیل شده اند، اسب بی مهار. آنها هیچ چیز و هیچ کس را نمی شنوند (و اطاعت نمی کنند). درست همانطور که اسب افسار را پاره می کند، بنابراین آنها نیز همین کار را می کنند.

و آخرین شباهت. این دو نفر شیطانی به تروریست تبدیل شده بودند. هیچ کس جرات نداشت به آنان نزدیک شود. اما بچه های امروزی تروریست هستند. آنها مواد مخدر مصرف می کنند و مرتکب جرم می شوند. در روزنامه نوشتند که معتاد به مواد مخدر سر مادر خود را شکست؛ سر او را ذوب کرد - خدای من، خدای من! چیزهای وحشتناک تکان دهنده.

 

نویسنده  روسی داستایوفسکی که کتاب "شیاطین" را نوشت، در آن مردانی از دوران خود را توصیف کرد. اما اگر او امروز زندگی می کرد، او می نوشت شیاطین معاصر، که بی نهایت بدتر هستند.

 

- شما چیزهای غم انگیزی می گویید. شما ما را ناامید می کنید.

 

نه، من شما را ناامید نمی کنم. جلال بر خداوند، نزدیک مسیح هیچ ناامیدی وجود ندارد؛ رستگاری و نجات وجود دارد - فاتح شیاطین وجود دارد. خداوند ما عیسی مسیح، آنانی را که کسی قادر نبود در خانه نگه شان دارد و در قبرها زندگی می کردند، و تروریست های جامعه بودند و آنها با زنجیرها بسته بودند، او آنها را مانند بره های کوچک صلح آمیز ساخت. در نتیجه، امید وجود دارد. و جوانان امروز، حتی اگر غیرممکن است که قلبشان جهت گیری دیگری داشته باشد، اگر آنها بخواهند، می توانند مسیر درست را پیدا کنند. سپس "همه"، "ایماندارانی مؤمن خواهند بود". و حتی اگر یک صد درهم نجات یابند، این یک موهبت بسیار بزرگ است.

 

پس به او نزدیک شوید. اما نه با دروغ، نه با نیمی از قلب خود. تمام قلب خود را به او بدهید. من به خاطر کسانی که تمام قلبشان را نه به مسیح، بلکه به برخی دیگر از انسانهای ناکامل می دهند، می گریم. یک دختر جوان آمد و به من گفت: - من فردی را ملاقات کردم و او را فرشته ای می انگاشتم. پدر و مادرم به من می گفتند؛ تو نزد او بدبخت خواهی شد. من به هیچ کس گوش نمی دادم، سپس او در ماه پنجم حاملگی ام مرا را ترک کرد، یک هواپیما گرفت و به استرالیا رفت ... حال دختر فریاد می زد و می گریست و می خواست خودکشی کند.

 

بنابراین، بسیار مراقب باشید، تا بسیار گریه و شیون نکنید. قلب خود را به استثمارگران و شیاطین ندهید. فرزندان من، تمام قلب خود را به مسیح، به خداوند بدهید. " خداوند خدای خود را با تمام قلب محبت نما" (تثنیه 6: 5؛ مرقس 12: 30). زیر خورشید و ستارگان هیچ کس دیگری شایسته عشق بیشتر از نوداماد روح ما مسیح، وجود ندارد. كسی كه فرزندان تمام اعصار ستايش و تمجیدش می كنند. آمین.

 

~ اسقف آگوستین کانتیوتو (1989)

 

ترجمه از: خادم خدا