"مسیر" و نجات

 

 

 

 

"خدا نه تنها خواسته است که ملت ها نجات یابند، بلکه روح هر فرد نیز نجات یابد. یک هندوی ساده، که به راه خود در خالق اعتقاد دارد و ارادۀ او را به اندازه ای که می تواند برآورده می کند، نجات خواهد یافت؛ اما کسی که با شناخت مسیحیت مسیر عرفانی هندو را دنبال می کند، نجات نخواهد یافت. "

پیر نِکتاری از اُپتینا

[Ivan Kontzevitch, Elder Nektary of Optina, p. 181]

ما مسیحی ها عادت داریم به شیوه ای متکبرانه به دیگران (از ادیان دیگر) فکر کنیم. ما تمایل داریم بگوئیم "آنها مُلحد هستند!" یا "بی ایمانند"! ما با اندوه سرمان را تکان می دهیم، همچنین مایلیم این فکر را بپذیریم که اکثر مردم این سیاره مسیحی نیستند، و از کسانی که هستند، تعداد کمی از آنها واقعاً راستین (ارتدوکس) هستند.

                             *******************************************************

برای برخی از ما که با مرتدها یا افراد مذاهب دیگر زندگی کرده اند و مصاحبت داشته اند، دشوار است که درباره آیندۀ این مردم و مقصود خداوند برای همه آنها فکر نکنیم. اغلب، ما با التماس و زاری، برای نجات خود نیز دعا می کنیم و این را از خدای متعال، از خدایمان درخواست می کنیم.

گاه اتفاق می افتد که من یکی از آن افرادی باشم که به چنین التماس و زاری جذب می شوم؛ اگرچه من ارتدوکس هستم، با این حال، دوستان خوبی از اصول اعتقادی فراوانی - حتی از افراطی ترین ها - و از هر گوشۀ این سیاره دارم. این به این دلیل است که من همه کسانی که به دنبال خدا هستند را به عنوان دوست در نظر می گیرم؛ حتی آتئیست هایی [کسانی که به خدا اعتقاد ندارند] که مشتاقانه به دنبال یک معنی و دلیل برای وجود خود هستند. برای من، این افراد دوستان و همراهان در مبارزه برای "شباهت" [منظور نویسنده به شباهت مسیح درآمدن است] هستند، و تنها نسبت به کسانی که در مورد هدف زندگی مان نگران نباشند، هنگامی که به دنبال دوستی هستند، کاملا بی تفاوت هستم - حتی اگر آنها اعضای خانوادۀ خودم باشند. کسانی که به دنبال هدف زندگی هستند، "برادران، فرزندان، والدین و دوستان " من هستند (با توجه به سخن خداوند) و آنها همراهان من در ماجراجویی بزرگ "مسیر" که منجر به خدا و نجات می شوند، هستند.

من از "مسیر" سخن گفتم، زیرا همانطور که می دانید، ایمان مسیحی در اصل مطابق با کتاب مقدس "مسیر" نامیده شده است. بنابراین، پیش فرض برای وجود "مسیر"، یک نقطه شروع، یک مقصد و یک حرکت دائمی است. اگر شما در حالت توقف باشید، دیگر "در مسیر" نیستید، بلکه "در یک مکان" هستید. اما "مسیر" مسیحی دارای یک مقصد است: که آن به عنوان "شباهت" شناخته شده است و دوره آن طولانی است. در این دوره، برخی افراد وجود دارند که در نقطه شروع هستند، افراد دیگری پشت سرشان هستند و برخی جلوی آنها پیش می روند. بعضی از آنها با سرعت بیشتری حرکت می کنند و برخی از آنان آهسته تر حرکت می کنند؛ بعضی از آنها مسیر را برای مدتی رها می کنند و بعداً دوباره بر می گردند، در حالی که برخی دیگر سرگردانند و گم شده اند ... اما هر کسی از همان لحظه ای که تصمیم می گیرد رابطه شخصی با خدا برقرار کند، یا حداقل در پی کشف این است که آیا چیزی در پایان این مسیر وجود دارد، در آنجا، در همان مسیر است. کسانی که تحت این تصور هستند که "به مقصد خود رسیده اند" آنها به طور کلی هدف خود را از دست داده اند و "راه رفتن در طریق" را متوقف کرده اند.

در این مسیر، کسانی که خیلی عقب تر هستند، مه آلود و مبهم می توانند مقصد خود را تشخیص دهند. کسانی که در ابتدای راه هستند، ادراک "سایه ای" از ملکوت دارند، در حالی که کسانی که پیشرفت بیشتری داشته اند می توانند آن را "تصویری" درک کنند. هر کس در این مسیر دارای نقایصی است؛ برخی بیشتر، برخی کمتر. با این حال، همه آنها "دانش آموز" هستند و همه آنها به طور مداوم تلاش می کنند تا نقایص خود را تصحیح کنند و به طور فزاینده ای با توجه به هدف مورد نظر، که ابدیت آینده است، توضیحات شفاف تری بدهند. کسانی که در مسیر پیشرفت بیشتری کرده اند، علی رغم کمبودهای خود، شروع به تشخیص در پس زمینۀ دیدگاه خود خداوند می کنند و متوجه خواهند شد که منظور از، او را رو در رو شناختن، چیست. این افراد اغلب دشوار و حتی مبهم می توانند آنچه را که دیده اند برای دیگران توصیف کنند و به توضیح آن از طریق مثل و سایر اشکال مجازی کمک می گیرند. به این ترتیب، آنها از "آتش جهنم"، "روشنگری"، "تباهی"، و غیره .... به ما میگویند. اینها کلماتی هستند که تنها می توانند در یک مفهوم محدود در حال حاضر درک شوند. همانطور که برای کسانی که "خیلی عقب تر" در مسیر هستند، آغاز می شود، مانند برخی از ما که در دوران کودکی آنها را "تلفن شکسته" می نامیدیم.

بعضی ها تلاش کرده اند تا بر اساس تجربیات ضعیف خود تفسیر مفاهیم "جهنم"، "روشنگری"، "نجات" و "تباهی"، را تفسیر کنند، با توجه به این که آنها هرگز حتی بطور خفیف واقعیت ابدیت آینده را رؤیت نکرده اند. به همین دلیل چیزهای قطعی را که به کسانی که در مسیر پشت سرشان هستند، می گویند، تا حدودی تغییر می دهند. و آنها به نوبه خود این چیزها را حتی بیشتر تحریف می کنند و حتی آنانی که پشت سر ایشان هستند بیشتر تغییر می دهند. این است که چگونه بدعت گذاران ایجاد شده اند. با این حال، این است که چگونه متعصبان مذهبی نیز ایجاد شده اند. اینها معمولا کسانی هستند که معتقدند خودشان بسیار نزدیک به انتهای مسیر هستند و حتی سراب ملکوت را می بینند (که در واقع تصاویری هستند که بسیار دور از واقعیت هستند). این افراد دیگران را با "جهنم ابدی" تهدید می کنند و با خدا مقابله می کنند، مثل اینکه او یک "سادیست معمول" و "ناعادل" است - خدایی که تنها می توان از او ترسید و متنفر شد. طبق گفته های کتاب مقدس، این افراد کسانی هستند که باعث می شوند "مسیرِ به حقیقت خدشه دار شود". در حالی که در واقع آنها تحت این گمان هستند که در حال نزدیک شدن به پایان مسیر هستند، در واقع آنها هنوز در ابتدا هستند - به این دلیل که به راحتی آنها نفرت نشان می دهند، در حالی که این دوره، جدایی ناپذیر از عشق است (از آنجا که پایان این مسیر منجر به خدا می شود، کسی که "عشق" است)

هر دوی متعصب مذهبی و مرتد در راهی یکسان هستند، گرچه در طرف مقابل یکدیگر، با این حال آنها نیز در حال حرکت به جلو هستند. چیز عجیب این است که اغلب یک مرتد یا یک فرد بسیار گناهکار، ممکن است از یک فرد متعصب مذهبی سبقت بگیرد، زیرا به سادگی محبت بسیار زیاد داشتن، بر اساس سخن خداوند به فاحشه.

اما ما نیز باید این را درک کنیم که - به رغم آنچه که توسط برخی افراد گمراه کننده در مورد داوری غیر مسیحیان آموزش داده می شود، ایمان " ارتدوکس" (به معنای کلمه ای که من همیشه استفاده می کنم) به اینکه آنها چه اعتقادی دارند یا چه می گویند بستگی ندارد. اصول جزمی ارتدوکس تنها توسط کسانی  که خیلی جلوتر از دیگران در مسیر هستند تنظیم شده است، و کسانی که قبلا دیدگاهی از اولین منزلگاه ملکوت آسمانی داشته اند، و قطعاً آن نیاز به یک ذهن روشن دارد تا به درستی درک شود که منظور آن چیزهایی که گفته می شود، به کسانی که بسیار عقب تر در مسیر هستند، چیست .

  پس از مقدمه ای طولانی،

 حال، در پاسخ به سوال: "در طی روز داوری، غیر ارتدوکس ها چه خواهند شد؟" (با توجه به اینکه من شخصا هنوز در مسیر بسیار عقب هستم و به خاطر ترس انحراف از سخنان قدیسین) من ترجیح می دهم که آنها بجای من صحبت کنند، و شما، خواننده، با توجه به فاصله شما در مسیر که تحت پوشش قرار داده اید، می توانید برای خود قضاوت کنید.

 من با گذر از زمان، از زمان بنیاد ایمان - خود مسیح - (برای اینکه هیچ کس نمی تواند بنیاد دیگری را بنا کند) تا به امروز، صحبت خواهم کرد.

بنابراین، با شروعِ همه چیز - خداوند - آغاز می کنیم، ما توجه داریم که او خود گفته است: "شما خواهید دید که مردم از شرق و غرب در کنار ابراهیم، اسحاق و یعقوب در ملکوت ایستاده اند و شما (فرزندان اسرائیل ) خود را بیرون انداختید. " آیا او به ما نیز اشاره نکرد؟ یا آیا او تنها به اسرائیل اشاره کرد؟

او همچنین گفته است: "و نگوئید ' ما فرزندان خدا هستیم '، زیرا خدا قادر است حتی از سنگ ها فرزندان بسازد ". آیا این ممکن است که خدا امروز به خوبی قادر نباشد که از سنگها فرزندان بسازد؟ خوب، اگر او بتواند از سنگ ها فرزندان بسازد، او قطعاً بیشتر می تواند فرزندان را از میان افراد گمراه (اما وفادار) برخیزاند.

هنگامی که او گفته بود که او "تنها برای گوسفند گمشده اسرائیل" آمده است، او نه تنها یک زن غیر یهودی را درمان کرد، که صبورانه شبیه یک توله سگ برای "خرده های نان" منتظر بود تا از دست فرزندان خدای اسرائیل بیافتد؛ او در واقع اظهار داشت که: "چنین ایمانی میان هیچ  اسرائیلی نیافته ام". آیا واقعاً می توانیم بگوییم که در میان هزاران نفر مرتد، مطلقاً هیچ  کس با ایمانی اینچنین قوی، یا حتی قوی تر وجود ندارد؟

او همچنین در موارد مشابه جشن عروسی، وقتی مهمانان دعوت شده حاضر نشدند بیایند، گفته بود: بیرون بروید و لنگان، کوران، معلولین را جمع کنید و خانه را برای جشن عروسی پر سازید " آیا شما اعتقاد دارید که او در حال حاضر فضای خالی برای مهمانان ارتدوکس را که جشن عروسی او را حرمت نمی نهند، خالی خواهد گذاشت، و آیا از کسانی که - اگرچه "لنگ" و "کور" در ایمان - با اشتیاق و غیرت به دنبال او هستند و کسانی که همان قدر آرزوی ورود به ملکوت آسمانی او را دارند، دعوت نخواهد کرد؟

 حال بیایید با پطرس رسول ادامه دهیم، زمانی که او در مورد کورنیلیوس گفت: من واقعاً بر این باور هستم که خدا بین مردم تبعیض نمی گذارد، بلکه هرکس که برای عدالت زحمت بکشد، نزد او مقبول می گردد. آیا خداوند در برابر زحمت کشان گمراه عدالت، که در هر صورت، با دعا بر لبهایشان برمی خیزند و می خوابند، و او را می خوانند و می گویند: "بله! بیا ای خداوندم عیسی!"، تبعیض قائل می شود؟

بیایید ما رسول امت ها، پولس، را در فصلی از نامۀ او به رومی ها مورد بررسی قرار دهیم. در آنجا، او می گوید: اگر نامختونی، بطور طبیعی احکام شریعت را نگاه می دارد، آیا نامختونی او ختنه شمرده نمی شود؟، زیرا که نامختونان روزی شما را قضاوت خواهند کرد، ختنه شدگان..... زیرا یهودی واقعی کسی است که باطناً یهودی باشد ... ". اما پولس در اینجا چه میگوید؟ آیا او خطاب به رومیان هنوز هم دربارۀ ختنۀ آنها می گوید؟ یا ممکن است این بوده باشد که او به ختنۀ قلب اشاره دارد (که بیانگر تعمید مسیحی است)، و با این کلمات، او به وضوح مشخص کرد که حتی آنانی که تعمید ندارند، بر اساس قلب خود، برکت خداوند را دریافت خواهند کرد؟

اکنون اجازه دهید که به طور خلاصه به قدیس جاستین (167-110 میلادی، در "آپولوگیا "، vol.A، 46.3) برویم: "و کسانی که مطابق با کلمه زندگی کرده اند، مسیحیان هستند، حتی اگر آنها آتئیست به نظر برسند، همانطور که سقراط در میان یونان باستان بود و هراکلتوس و دیگرانی که شبیه آنها بودند".

و کمی جلوتر به چند قرن بعد به قدیس نئون برویم، به کسی که خداوند چشم اندازی را به او نشان داد - چشم اندازی از داوری که انجام می شود. این یک نوع "زوم کردن" در کتاب مکاشفه بود، که در آن خداوند یک بخش از آخرالزمان را استخراج کرد و جزئیات بیشتری را به این قدیس نشان داد. در این شهود، در میان چیزهای دیگر، او ورود عادلان را به بهشت دید، و در برخی موارد دیگر، او می گوید به وی نشان داده شد که "بت پرستان خوب" نیز به بهشت وارد شده، بجز آنهایی که "کور" بودند. بدیهی است که این روش خدا برای نشان دادن این بود که نعماتی که آنها دریافت می کنند، در مقایسه با کسانی که به عنوان مسیحیان وارد بهشت می شوند چیز اندکی می باشد. اما مشخصاً او کشیش ها و راهبانی را در بدترین نقاط ممکن در "جهنم" دید، که - هرچند مسیحیان ارتدوکس بودند - اما شایستگی خود را از مسئولیت شان ثابت نکرده بودند. از آنجا که حقیقت یک مسئولیت است، نه تنها بهانه ای برای فخر فروشی و توجیه خود.

 لزومی ندارد که به نمونه های دیگر اشاره کنم، و جرأت ندارم که درباره چیزهای شگفت انگیزی که قدیس گرگوری (جرج) از نیسا دربارۀ نجات غیر وفاداران گفته است، صحبت کنم؛ زیرا او را در مسیر بسیار جلوتر از خودم می دانم که بتوانم معنای سخنانش را درک و بیان کنم.

من می خواهم به سادگی به روشنی نتیجه گیری کنم:

بله، مسیح تنها یک کلیسای، متحد و ناگسستنی - کلیسای ارتدوکس - دارد. کلیسای او تعهد و مأموریت به موعظۀ انجیل - تحریف نشده - به همه بشریت را دارد. از آنجا که این انجیل (خبر خوش) نجات است و برای کسانی که میخواهند نجات یابند، آن الزام آور است. با این حال، برای خداوند الزامی نیست، زیرا خدا می تواند درونی ترین یک فرد را تشخیص دهد؛ او می داند که برخی افراد - به دلایل مختلف - ممکن است هرگز از انجیل نشنوند، یا ممکن است آن را اشتباه درک کنند. او همچنین می داند چه چیزی در اعماق قلب آنان و همچنین اهدافشان نهفته است. او می داند اگر کسی به تنهایی گمراه شده باشد، زیرا "این همان قدر بود که او می توانست رسیدگی کند"، یا به این دلیل که برای دنبال کردن اهداف شخصی خود، بیزاری و ارتداد را انتخاب کرده است. اگر این شخص، نه به دلیل نفس خود، بلکه به این علت که این همان قدر بود که او می توانست رسیدگی کند، گمراه شده باشد، پس خدا فرصت های بی شماری را برای اصلاح شیوه های اشتباه وی برایش فراهم خواهد آورد. اگر او برای اصلاح آنها زحمتی نکشد، او هیچ عذری نخواهد داشت - نه فقط به سوی خدا، بلكه به سوی وجدان خود نیز. زیرا "غیر ممکن" است کسانی که به شدت حقیقت خدا - تنها و تنها کلیسا، ارتدوکسی - را، فقط به این دلیل که "این چیزی است که آنها باور دارند"، رد می کنند، نجات یابند. هنگامی که زمان فرا رسد، وجدان خودشان بر آنها حکم خواهد کرد. و خدا می داند چگونه بر طبق کارهای آنان، اهداف و تلاش های آنها - بدون در نظر گرفتن اینکه مسیحی، مرتد، یا از ادیان دیگر هستند - به هر یک و هر کس متقابلاً برخورد کند.

دلیل این که من این را می نویسم، اینست که هیچ کس نخواهد توانست تصور کند که خداوند او را بدون هیچ گونه تلاش شخصی برای یافتن حقیقت، نجات می دهد. خداوند قصد خوب او را - اگر وجود داشته باشد - خواهد دید و او در نهایت این فرد را به حقیقت هدایت می کند، در صورتی که شخص واقعاً آن را بخواهد.

فقط و فقط کلیسا به موعظۀ تنها و تنها انجیل مسیحی، درست تا به آخر ادامه خواهد داد. و هنگامی که خداوند باز می گردد، همه آن مسیحیانی که محبت را آموخته اند - همه کسانی که در انتهای "مسیر" به "شباهت" نزدیک تر شده اند - هیچ شکایتی نخواهند داشت اگر خداوند ما بخواهد مرتدی در کنار آنان قرار گیرد، حتی آنهایی که "کور" هستند. در واقع، آنها با خوشحالی بسیار به خداوند می گریند و با حق شناسی برای مهربانی بی نهایت او، با آنان شادی خواهند کرد.

ترجمه از: خادم خدا